X
تبلیغات
نماشا

مـــاراغــــا آذربایجانین پارلاق اؤلدوزو

ّبؤ وبلاگدا ماراغا و آذربایجان حاقیندا بیلگیلر بولا بیلیر سینیز

          سلسله قارامان اولین رسمیت‌دهنده زبان ترکی در خاورمیانه

                                                                                       

 

زبان ترکی از زمان حاکمیت سومریان تا حکومت گؤگ ترکها زبان رسمی دولتها و سلسله‌های مختلفی در اطراف و اکناف جهان بود ولی در وقفه چندصدساله که بعد از اسلام و رسمی شدن زبان ترکی ایجاد شد، سلسله قارامان اولین دولت بعد از اسلام است که زبان ترکی را زبان رسمی دولت خود قرار داد. لذا جا دارد که در مورد این سلسله که زبان ترکی را زبان رسمی کشور قارامان قرار داده، تحقیق بیشتری گردد.

 

قارامانیان طایفه‌ای از ایل افشار قبیله اوغوز بودند که شاخه‌ای از آنها در آذربایجان زندگی می‌کردند. بعدها شاخه‌ای از ایل به سوی قونیه ـ  که مرکز حکومت سلجوقیان روم بود ـ  مهاجرت کرده و در سرحدات غربی دولت سلجوقی ساکن شدند.

 

اولین رئیس شناخته شده قارامانیان  نوره صوفی  بود که طریقت تصوف داشت و جزءبابائیان بود و اسلام را در منطقه تحت نفوذ ارامنه تبلیغ می‌کرد و باعث می‌شد که سرزمینهای تازه فتح شده در مقابل مسیحیت تقویت گردد.

 

بعد از وفات نوره صوفی پسرش سعدالدین و بعد از نوه‌اش کریم‌الدین رئیس قبیله گردید. در زمان ایلخانیکریم‌الدین مغولان به آناطولی حمله کرده و در جنگ کوسا داغ سلجوقیان روم را شکست داده و آنها را تحت‌الحمایه خود قرار دادند در اثر این شکست دولت سلجویان روم دچار ضعف شدید گردید و کریمالدین نیز که در تاریخ به عنوان سرسلسله قارامانیان محسوب می‌شود از این ضعف دولت سلجوقی روم استفاده کرده و به مناطق تحت نفوذ ارمنیان حمله نموده و آنها را به اطاعت خود درآورد. پادشاه سلجوقی که نمی‌خواست شورشی از طرف ایل قارامان انجام گیرد، نواحی تحت تصرف کریم‌الدین را به صورت اقطاع به وی داد و در عوض برادر کریم‌الدین را به عنوان گروگان در پیش خود نگه داشت و سمت جانداری یعنی محافظی به او داد. بدین ترتیب اولین فرد از خاندان قارامان وارد کارهای دولتی گردید. (1256) گروگان بودن برادر مانع از شورشهای ایل قارامان نگردید و عاقبت در جنگی که در اطراف قلعه قوله بین کریم الدین و نیروهای سلجوقی اتفاق افتاد کریم‌الدین شکست خورد و برادرانش نیز اعدام شدند. کریم‌الدین رئیس قبیله قارامان در سال 1261 میلادی وفات یافت و بجایش پسر بزرگش شمس‌الدین محمد بیک به جای او نشست.

 

محمد بیک علاقه خاصی نسبت به زبان مادری خود داشت و همواره بدین صفت شناخته میشد. او در جنگی توانست نیروهای سلجوقی را شکست داده و کاروانی از صلیبیان را که به نیروهای مسیحی در جنگهای صلیبی محموله حمل می‌کرد مورد هجوم قرار داده و اموال کاروان را به نفع ترکان و مسلمانان مصادره نماید.

 

در 10 ذیقعده سال 675 ه ـ.ق. / 15 نیسان 1277 میلادی آباقان ایلخان مغول لشکری برای تصرف مصر فرستاد. بای‌برس (بی‌برس) پادشاه مملوک ترک مصر با لشکری به مقابله لشکر مغول شتافت و در البستان آناطولی با نوعی موشکهای زمین به زمین نیروهای مغول را شکست داده و چنان کشتاری از مغولان نمود که وقتی آباقان مغول از میدان نبرد دیدن کرد و کشتار ترکان از مغولان را مشاهده نمود، نتوانست جلوی گریه خود را بگیرد.

 

شکست نیروهای مشترک سلجوقی ـ  مغولی در مقابل ترکان مصر در دشت البستان وضعیت را به نفع محمد بیگ قارامان تغییر داد و او با استفاده از موقعیت پیش آمده به قونیه پایتخت سلجوقیان روم حمله کرد و آنجا را به نام بایبرس سلطان ترک مصر تصرف کرده و پایتخت خود نمود.

 

بعد از تصرف قونیه محمد بیگ قارامان در 13 مای 1277 (24 اردیبهشت 675) طی فرمانی زبان ترکی را زبان رسمی دولت قارامان اعلام کرد. در متن فرمان آمده بود: بوگوندن سونرا دیواندا، در گاهدا، بارگاهدا، میداندا،‌ مجلیسده تورکجه‌دن باشقا دیل ایشله‌دیلمه‌لیدیر یعنی  از امروز در دیوان و درگاه، بارگاه، میدان و مجلس غیر از زبان ترکی زبان دیگری به کار برده نخواهد شد و بدین ترتیب حدود دوقرن ونیم (1256-1483) زبان ترکی زبان رسمی دولت قارامان گردید که بعداِّ عثمانیان و صوفیان وارث این عنعنه گردیدند.

 

سرنوشت محمد بیگ قارامان این رسمیت دهنده زبان ترکی در خاورمیانه با نوعی حماسه و شهامت و شهادت آمیخته است، بدین ترتیب که نیروهای مشترک سلجوقی و مغولی که از تصرف قونیه از طرف محمد بیگ به خشم آمده بودند با هماهنگی و آمادگی کامل به سوی قونیه حرکت کردند. محمد بیگ برای مقابله آنها شتافت و بار اول آنها را شکست داد.

 

ولی بار دوم که نیروهای مشترک دست به حمله زدند محمد بیگ شکست خورده به سوی قونیه عقب نشست اما با کمال تعجب با دروازه های بسته شهر مواجه شده و به ناچار به منطقه قارامان عقب نشست. در یکی از روزها محمد بیگ با برادرانش و عموزادگان خود به قرارگاه مشترک نیروهای سلجوقی ـ  مغولی حمله کرد ولی نیروهای متحده با اجرای تاکتیک توران یاقورد اویونو تظاهر به عقب‌نشینی کرده و بلافاصله برگشته به نیروهای قارامانی حمله کردند. در این حمله محمد بیگ با مقاومت قهرمانانه‌ای که از خود بروز داد، شهید شد. سر بریده او را نیروهای مغولی ـ  سلجوقی در شهرها گردانیدند و بدین ترتیب اولین سلطانی که بعد از اسلام زبان ترکی را زبان دولت خود کرده بود مظلومانه شهید شد. اما شهادت محمد بیگ قارامان تا ثیری چندان در روند مبارزات ایل قارامان نداشت. بلافاصله قارامانیان قدرت خود را مستحکم کردند و سلسله قدرتنمد آنها توانست دو قرن و نیم زبان ترکی را زبان رسمی خود نماید.

 

بعدها عثمانی ها و قره‌قویونلوها و آق‌قویونلوها و صفویها راه پر افتخار شمسالدین محمد بیک قارامان را پی گرفتند و با امکانات دولتی به پشتیبانی زبان مادری خود برخاستند.

 

 از آن روز ترک زبانان جهان روز 13 مای هر سال را به یادبود آن فرمان تاریخی محمد بیک قارامان در جهان به عنوان  دیل بایرامیعید زبان، جشن می‌گیرند.

شنبه 22 خرداد 1389 ساعت 02:10

کوراوغلو

کوراوغلو

 

 

کوراوغلو (به ترکی آذربایجانی: Koroğlu) (به انگلیسی: Koroghlu ) قهرمان حماسی مشترک میان اهالی آذربایجان و ترکمن است که با قیامش بر ضد فئودالیسم و شیوه ارباب و رعیتی نامی ماندگار در میان مردم آذربایجان و ترکمنستان و بسیاری از کشورهای جهان از خود به جا گذاشت.

 

ریشه این قیام توسط مهتری سالخورده بنام علی ملقب به علی کیشی، شروع می شود. وی پسری دارد موسوم به روشن (کوراوغلو) و خود، مهتر خان بزرگ و حشم داری است به نام حسن خان.

 

 

وجه تسمیه نام کوراوغلو

 

حسن خان بر سر اتفاقی بسیار جزئی که آن را توهینی سخت نسبت به خود تلقی می کند دستور می دهد چشمان علی کیشی مهتر خود را درآورده و وی را کور کنند. پس از این واقعه تلخ روشن پسر علی کیشی لقب کوراوغلو به خود میگیرد. کوراوغلو به ترکی یعنی کورزاده یا پسر مرد کور.برخی دیگر وجه تسمیه آن را به گوراوغلو یعنی زاده گور(قبر) میدانند.

 

 

 

سرآغاز قیام

 

علی کیشی پس از کور شدن بدست اربابش با دو کره اسب که آن ها را از جفت کردن مادیانی با اسبان افسانه‌ای و دریایی به دست آورده بود، همراه پسرش روشن از قلمرو خان می گریزد و پس از عبور از سرزمین های بسیار سرانجام در چملی بئل (کمره ی مه آلود) که کوهستانی است سنگلاخ و صعب العبور با راههای پیچا پیچ، مسکن می گزیند (نام 2 منطقه در ترکمن صحرا هم اکنون به این نام است یکی در اطراف نیل کوه و دیگری در کنار روستای صوفیان) .

 

روشن کره اسب ها را با جادو و مانند پدر خویش در تاریکی پرورش می دهد و در قوشابولاق (جفت چشمه) در شبی معین آب تنی می کند و بدین گونه هنر عاشقی در روح او دمیده می شود و علی کیشی از یک تکه سنگ آسمانی که در کوهستان افتاده است شمشیری برای پسر خود سفارش می دهد و بعد از اینکه همه ی سفارش ها و وصایایش را می گذارد، می میرد.

 

روشن او را در همان قوشابولاق به خاک می کند و به تدریج آوازه هنرش از کوهستانها می گذرد و در روستاها و شهرها به گوش می رسد.

 

دو کره اسب، همان اسب های بادپای مشهور او می شوند، با نام های قیرآت و بزآت.

 

عاشق جنون، اوایل کار به کوراوغلو می پیوندد به تبلیغ افکار بلند و دموکرات کوراوغلو و چنلی بئل می پردازد و راهنمای شوریدگان و عاصیان به کوهستان می شود.

 

کوراوغلو سرانجام پس از کش و قوسهای فراوان موفق می شود حسن خان را به چملی بئل آورده و به آخور ببندد و بدین ترتیب انتقام پدرش را بستاند.

پنج‌شنبه 13 خرداد 1389 ساعت 00:05

بیر نئچه شئر

*فیکرت صادق

قورخورسان... 
دره‌دن دانیشیرام قورخورسان 
"دره‌نین دومانی وار, سئلی وار" 
داغدان دانیشیرام قورخورسان 
" داغین اوچورومی وار , قاری وار"

دره بیر یانا, 
داغ بیر یانا, 
یاشایشداندا دانیشیرام قورخورسان

اؤزون بیل , قارداش! 
آمما آغیر درد دیر قورخوب یاشاماق
 

 *عقیل آذردخت

دیل ...
دیل وارلیق هویتدی بونی دویمالییق بیز 

ناموسدی بلی, ناموسا جان وئر‌ملییق بیز 
رنگین دئیشیب دیل ساتانین ارزشی اولماز 
بنزر کسیلن بیر خولا دای کؤک سالا بیلمز 
هر کیمسه دیلین آتسا دینینده آتاجاقدیر 
ناموسسوز اولوب خوار اولاجاقدیر , باتاجاقدیر 
دیل ناموسوم ائل غیرتیم اولکم شرفیمدیر 
هر تک تکینه وئرمگه جانیم هدفیمدیر 
      

ح.م.ساوالان 

نییه منه پان دئدین؟ 
من دیلیمدن دانیشدیم 
اونو منه دان دئدین  
من ائلیم‌دن دانیشدیم 
من جواب قان دئدین 
آرخاندا من دایاندیم 
اؤزگه‌لره جان دئدین 
سوردوم چارا دردیمه 
درمان اوچون یان دئدین  
حاق سؤز دئمک ایسته‌دیم 
خوروز کیمی بان دئدین 
سئودیم آخیر یوردومو 
نیه‌ منه پان دئدین؟ 
 

*پروفسور حمید نطقی

کیملیگیم... 
هله ده آدیمی چکه‌بیلمیرم 
هله‌ده کیملیگیم 
قیرخ قات بو‌خچادا 
اووسونلارلا دویونلو 
گیزلین ساخلانیر 
هله ده قارداشیم برکه‌دوشنده 
اؤزوندن اوتانیر 
اصلینی دانیر!! 
 

*عاشیق اولدوز

توت الیمد‌ن آپارمنی تبریزه .... 
 
قسمت اولوب بو گون قوناق گلمیشم ,  
 توت الیمدن آپار منی تبریزه 
بو گوروش, بو میثال گلمه‌سین بیزه  
توت الیمدن آپار منی تبریزه 
آیلا چیخیم گون‌له شفق ساچیم 
 دورنا کیمین ائلدن- ائله اوچوم 
ده ده شهریاردان صحبت آچیم من 
توت الیمدن آپار منی تبریزه 
لپه‌له نیم آرازی ایله آخیم من  
قارتال اولوم ساوالاندان باخیم من

هیجران قالاسینی سوکوم ییخیم من 
توت الیمدن آپار منی تبریزه عینی دیلده اؤتن دیللریمیز وار  
آراز لا بیر له‌شن سئللریمیز وار 
تبریز له باکی تک ائللریمیز وار 
توت الیمدن آپار منی تبریزه 
" اولدوز" دیله‌ر هئچ‌کس ائلدن کؤچمه‌سین 
بیرجه قوش‌دا یووواسیندان اوچما‌سین 
اوغلوم, قیزیم یادلارا ال آچماسین 
توت الیمدن آپار منی تبریزه 

  پروفسور صبری تبریزی

منلیگیم... 
 
گون منیم 
         دریا منیم 
                تامام دونیالار منیم. 
آمما گونومو آلدیلار 
آیی مندن آیری سالدیلار 
دریانی‌دا 
دونیانی دا قوپاردیلار 
چون آنادیلیمی آلدیلار 
آمما گونو, آیی, دریالاری  
تامام دونیالاری 
روحومدا یاراتدیم 
محبسه سالینمیش دیلیمی 
آزاد اولماق اوچون یاشاتدیم. 
 

سهراب طاهیر

گئدیرم...    
          
       
بیر آخشام سن منى قوناق ساخلادین
یارامى یارانلا یویوب باغلادین
منیم گؤزلریمله بعضن آغلادین
قویمادین گؤزلریم دولا قارداشیم

تویونا گلمیشم٬ هر یئر خونچادیر
بوش الیم بوکولموش٬ قانلى غونچادیر
بیرجه اوره ییم وار٬ پارچا پارچادیر
او سنه چاتاجاق٬ آلا! قارداشیم.

اوره ییم شیشه دیر٬ اوره ییم حلیم
کیم اونو ایکی یه بؤلدو٬ نه بیلیم
آل٬ او چیلیک چیلیک٬ او دیلیم دیلیم
اونو بیر بیرینه جالا٬ قارداشیم!

دره لر کئچه ره م٬ داغلار کئچه ره م
اؤزومه آلوودان پالتار بیچه ره م
ظولمتى اریدیب سئل سئل ایچه ره م
قویمارام ائل داردا قالا٬ قارداشیم

من سؤهراب طاهیرم٬ نه لازیم اؤیود؟
بیرجه اوغلوم قالیب٬ اونو سن بؤیود!
گئدیره م جبهه یه٬ سیلاحیم اومید
قالماییم قارداشدان دالا٬ قارداشیم


http://www.vahidqarabagli.blogfa.com
چهارشنبه 12 خرداد 1389 ساعت 23:53

آذربایجان قدر سئویرم سنی

ماراغانین عزیز استادلارینان بیری بو شئری یارادیبلار کی نیسگیل ائدیرم سیزه عزیز وطن داشلاریم....آستاد محمد رضا مقدسی

سوروشدو : نه قدر سئویرسن منی ؟ بیر چوخ فیکیرله شدیم جواب تاپمادیم ایبهاملی بیر

سکوت کؤچدو ذهنیمه محبتی اؤلچه ن بیر قاب تاپمادیم * سؤیله دی : اولمایا آزجا
 سئویرسه ن؟ اوره ییم توتولوب تیتره دی بیردن محبته اؤلچو اولسایدی یقین بو سونکو

گیلئیی ائشیتمه زدیم من*اما هئچ بیریمیز دانانماریق کی هر کسه عزیزدیر آناوطنی ایندیسه
نئجه دیر سویله سه م اگر آذربایجان قدر سئویرم سنی






" آیدین " مشهورترین نام انتخابی والدین دنیا !


سایت جهانی Yahoo در یک بررسی گسترده و بر اساس اطلاعات برگرفته از " مراکز آمار


کودکان " (Baby center,s list  ) محبوب ترین و مشهورترین نام انتخابی والدین جهان برای


فرزندان پسر در سال 2009 میلادی و همچنین برای ده سال گذشته را  آیدین " Aiden "  اعلام


کرد .


همچنین مشهورترین نام انتخابی والدین دنیا برای فرزندان دختر در سال 2009 میلادی، ایزابلا "


 Isabella " و برای ده سال گذشته، اِما " Emma " بوده است .


همچنین در این لیست علاوه بر نشان داده شدن 5 نام برتر از برگزیده ترین نام دختر و پسر از


طرف والدین برای فرزندان در سال 2009 ، در صفحات دیگر نیز لیست 100 نام دیگر از دختر و


پسری که بالاترین رقم انتخاب والدین برای فرزندان بوده است نیز نشان داده شده است.


بنا به نوشته سایت Yahoo  ، نام " آیدین"  ( Aiden )  به شکل Ayden نیز نوشته می شود.


این نام ترکی گرچه در ایران با الفبای عربی " آیدین " نوشته می شود ولی تلفظ صحیح آن در ترکی


و با حروف لاتین مورد استفاده در ترکیه و جمهوری آذربایجان " Aydın " می باشد .


به علت موجود نبودن صدای "I " ترکی در زبان فارسی و عربی این صدا اجبارا با حروف عربی


(فارسی ) به صورت " ی " نوشته می شود ، مانند کلمه  " قیز " یعنی دختر که صورت اصلی تلفظ


آن " Qız " می باشد نه " Qiz  " .


در زبان انگلیسی نیز تلفظ  Aiden  و  یا  Ayden  دقیقا عین تلفظ ترکی این کلمه است ، یعنی


 Aydın.


مثلا کلمه Garden انگلیسی به معنی باغ ، که تلفظ صحیح و انگلیسی آن Gardın ) Qardın )


می باشد  نه گاردِن  Qarden ، ولی در زبان فارسی به علت موجود نبودن این صدا ، فارسی


زبانان آنرا گاردِن تلفظ می کنند که البته فارسی زبانهایی که سالهای طولانی در کشور امریکا و


انگلیس اقامت دارند تلفظ صحیح آن را یاد گرفته اند.


در ادامه بهترین نام انتخابی والدین دنیا برای فرزندان خود برای سال 2009 ، و در ده سال گذشته ،


توسط سایت  Yahooمعنی نام آیدین " Aiden " نیز آمده است .


این سایت نام  آیدین را " Aiden= Fiery "  معنی کرده است که در فرهنگ لغات فارسی Fiery


به معنای روشن ، آتشی و آتشین آمده است که درحقیقت همان "  آیدین " ترکی به معنای روشن، و


در معنای مجازی روشن ضمیر و روشنفکر می باشد

سه‌شنبه 4 خرداد 1389 ساعت 20:06

آتا بابا سؤزلری

آتا

آتاسینی تانیمییان بالاسینی تانیماز

آتاوا نئجه باخارسان، بالان دا سنه ائله باخار

آتا مالینا گؤز تیکن ، مال سیز قالار

آتا نه اکر اوغول بیچر

آتا دوغرار ، بالا یئیر

 

کئچی : بز

کئچی جان هاییندادی ، قصاب پی آختاریر

کئچینین ده ساققالی وای ، اما شیخ دئییل

کئچی شراب ایشسه ده وه یه مئیدان اوخویار

کئچی دئیر آدیم عبدالکریم دی

 


 

حکیم

حکیمه گئده رسن داوا وئره ر ، فالچییا گئده رسن دووا

حکیم جئیران اتی بویورمویوب

حکیم سیز حاکیم سیز شهرده قالما

حکیم دن سوروشما ، دردی چکندن سوروش

حکیم محرم دی

 



ادامه مطلب
یکشنبه 2 خرداد 1389 ساعت 19:21

دولت ماننا در آذربایجان

دولت ماننا در آذربایجانfoto


عادل ارشادی فر

ماننا، اولین دولت منسجم در آذربایجان جنوبی بود که موفق به ایجاد اتحاد سراسری در بین سران اقوام مختلف ترک (قوتتی ها، ساویر ها، هوری ها، آذها،توروک ها و...) و جمع کردن آنها در زیر پرچم وحکومت مشترک شد.
از اوایل قرن ۱۸ ق.م. متحد شدن قبایل ماننا سبب شد که این قبایل بتوانند یک دولت بزرگ ایجاد کنند.(ا.ن. قلی اوف٬ تاریخ آذربایجان ٬ ص۱۷٬۱۳۵۹ تهران)
ماننا Manna در اوایل به صورت اتحادیه ای قبایلی از طرف اقوام مختلف قوتتی-لولوبی در اواخر سده های ۱۵ق.م. در ساحل غربی و جنوبی دریاچه اورمیه تشکیل شده و به مرور زمان با پیوستن دیگر اقوام ترک و التصاقی زبان(سابیر ها٬ توروک ها ?..) ساکن در آذربایجان به آن اتحادیه، از اوایل قرن ۹ ق.م. منجر به ایجاد دولت قدرتمند ماننا شد. دکتر ر. رئیس نیا در این باره مینویسد: شرایط و زمینه تشکیل دولت ماننا ابتدا در اراضی اطراف دریاچه اورمیه با اتحاد چند تا از قبایل و ایل های قوتتی-لولوبی فراهم شد٬ قدرتمندترین این قبایل قوتتی-لولوبی ٬ ایل ماننا بود که در جنوب و جنوب شرق دریاچه اورمیه ساکن بودند و به علت نقش مهم آنان در تشکیل دولت ماننا ٬ آن دولت با اسم آن قبیله معروف شد.(آذربایجان در مسیر تاریخ٬ص۱۹۷). آشوریان و اورارتوها نیز آن دولت را ماننا می نامیدند. بر اساس اسناد تاریخی بدست آمده، دولت ماننا Manna قدیمیترین دولت در آذربایجان میباشد که مرزهای جغرافیایی آن با مرزهای کنونی آذربایجان(منظور ایالت آذربایجان که در زمان پهلوی و جمهوری اسلامی به 8 استان تقسیم شده است) تطبیق می کند. م.دیاکونوف با شمردن دقیق مناطق ماننا نتیجه گیری می کند که: دقیقا میشود گفت که اراضی ماننا که بعدها آتروپات ماد خوانده شد با اراضی آذربایجان کنونی تطبیق می کند.( تاریخ ماد٬۱ص۶۵ )

مرزهای جغرافیایی دولت ماننا از ایالت ایللی پی Ellipiدر نزدیکی کرمانشاه کنونی و نامار در لرستان شروع شده تا کناره های رود ارس ادامه داشت٬ و از سال ۷۱۷ ق.م با درایت و کاردانی ایرانزو ( ار+یانزی) شاه ماننا٬ قوتتی های ماد مرکزی نیز به ماننا پیوستند و همه اراضی آذربایجان جنوبی در داخل یک سیستم سیاسی قرار گرفت و در نتیجه مرزهای ماننا تا شرق قم (کلمه ای ترکی به معنی شنزاز)٬ کاشان ومناطق شرقی قزوین گسترش یافت.(پروفسور ذهتابی٬ تاریخ دیرین ترکان ایران٬ص ۳۰۰ ).

در این وحله از زمان آذربایجان شمالی دست ترکان ایشغوز( ساکا) بود.کلمهایرانزو( ار یانزی) که از شاهان معروف ماننا ۷۱۷ق.م. بود٬ از دو کلمه ار+ یانزی تشکیل شده است که برای استعمال آسان تربهمرور زمان، به یک کلمه تبدیل شده است( کلمات و اسامی زیادی در ترکی امروزی نیز بدان صورت در گویش عامیانه تغییر یافته اند). کلمه یانزی در بین کاسسی ها و ماننا ها به عنوان لقب شاهی و سلطنت به صورت وسیعی استفاده می شد ٬ ار یا آر به معنی قهرمان٬ جوانمرد در بین ترکان به بزرگان و شاهان به علامت احترام و حرمت به اول اسمشان اضافه می شد٬ مثال ار+سلان( شیر قهرمان)..(پروفسور ذهتابی٬ تاریخ دیرین ترکان ایران۰ ص301 )

البته قسمتهای از سرزمین های غربی ماننا در نزدیک به یک قرن در اشغال و تحت سلطه اورارتو بود٬ که در بخش مربوط به اورارتو به آن اشاره شد. بعدأ در قرن ششم قبل از میلاد این دولت ماننا بود که از نظر سیاسی٬ اقتصادی و مدنیت قلب امپراتوری ماد را تشکیل می داد.(تاریخ ماد٬ص۱۴۰ )

منابع آشوری و اورارتویی نشانگر آن است که ماننا یکی از دولت های مهم و خیلی متمدن منطقه بود و سرزمین هایش آباد و مردمش ثروتمند بودند٬ بعد ها این دولت ماننا بود که پایه و اساس دولت ماد را پی ریزی کرد. پایتخت ماننا در زیوه واقع در 40 کیلومتری شرق شهر سقز امروزی قرار داشت.(قرانتوسکی٬ داندامایو٬...٬ تاریخ ایران از آغاز تا به امروز ص۵۳).لازم به ذکر است که ، کاوشگریهای جدید نشانگر آن است که پایتخت آنان در نزدیکی بوکان امروزی بود.

بعضی منابع حاکی از آن است که مانناییها صاحب خط بودنده اند. نظر ا.م. دیاکونوف در این مورد این است که خط آنها به ظن قوی مأخوذ از خط اورارتویی بوده است. این خط به گمان او نوعی از خط میخی بوده است. گذشته از این خط میخی، در نواحی اطراف دریاچه ارومیه هیروگلیفهای اورارتویی متداول بوده است، به عنوان مثال بر روی دیس سیمین که در زیویه پیدا شده، هیروگیلیفهایی از این نوع نقش گردیده است. زبان مردم ماننا زبان اقوام قوتتی و لولوبی و هوری  بود که تا حدود زیادی به زبان ایلامیها نزدیک بود.

بعد از آنکه قوتتی ها در سال ۲۱۰۹ ق.م.حاکمیت بابل را از دست دادند و به وطن خویش آذربایجان برگشتند ٬ بطور مکرر مورد حمله و لشگرکشی بابل و در اعصار بعدی آشور قرار گرفتند٬ و این حملات اقوام و ایل های قوتتی-لولوبی ها را هر چه بیشتر منسجم تر میکرد و آنها لزوم ایجاد یک دولت واحد و مقتدر را احساس میکردند ولی حملات مکرر دشمنان و نفاق بین قبایل مختلف فرصت انجام این کار را از آنان سلب میکرد.. هدف بابلیان و آشوریان از حمله به آذربایجان علاوه بر غارت ثروت آن٬ جلوگیری از انسجام واتحاد قوتتی-لولوبی ها و تشکیل دولت توسط آنها که میتوانست امنیت بابل و آشور را تهدید کند٬ بود.

منابع تاریخی نشانگر آن است که با وجود حملات مکرر بابل ٬ قوتتی- لولوبی ها موفق شدند دوباره در حوالی قرن ۱۸ ق.م. دولت مستقلی تشکیل بدهند و از شاهان معروف آنها ملکه ناوار بود که در اوایل قرن ۱۸ ق.م. با ترکهای سایبر در شمال سوریه و دولت ایلام بر علیه بابل-اککد متحد شد و ده هزار سرباز به کمک دولت ایلام فرستاد. از قرن ۱۵ ق.م آشوریان هر چند سال یکبار به قصد غارت به آذربایجان لشکر کشی می کردند و چون در آنزمان بین شاهان محلی در آذربایجان اتحاد لازم وجود نداشت لذا از آشوریان شکست خورده و مجبور به پرداخت خراج به آشور می شدند. با گذشت زمان دولت آشور قویتر می شد و برای ساختن بنا ها و عبادتگاههای خود احتیاج به مصالح ساختمانی٬انواع سنگهای زینتی٬ طلا و نقره داشت و منطقه ارتته در آذربایجان در آن زمان مشهور به داشتن این منابع و معماران و استادان ماهر بود٬ و آشوری ها برای تهیه احتیاجات خود به آذربایجان حمله میکردند.

تیقلت پیله سر اول در سال ۱۱۱۴ق.م. : به کمک خدای آشور سرزمینهای نائیر کوهستانی(اطراف سلماس) را فتح کردم٬ امر دادم که از آنجا اوبسیدین٬ بازالت٬ خالتو و هئماتیت به آشور بیاورند و عبادتگاه٬ سالن و خرمخانه خدای آداد را تزئین کنند. (م.ت.ذهتابی٬ تاریخ دیرین ترکان ایران٬ص ۲۶۵).

آشوریان با حملات مکرر خود به آذربایجان ٬سنگهای تزئینی٬ طلا٬ نقره و معماران٬ صنعتگران و استادان آذربایجانی را به آشور میبردند تا بنا ها و عبادتگاه های عظیم نینوا را بسازند.

تا زمانی که قوتتی-لولوبی ها با ایجاد امپراتوری ماد موفق به سرنگونی دولت آشور شدند ٬ در مدت بیش از هزار سال مورد حمله و هجوم آشوریان قرار داشتند. آشوری ها ویرانی های زیادی را در آذربایجان پدید آوردند و بنا به کتیبه های خود آنها ٬ هدفشان چپاول و غارت ثروت آذربایجان بود.چونکه بارها تجربه کرده بودند که قادر به در اشغال نگه داشتن این سرزمین نیستند، چون مردم دلیر و غیرتمند ماننا ـ ماد ، با وجود اختلافات داخلی شان، جانانه از وطنشان دفاع میکردند. اولین و آخرین باری هم که آشوریان موفق به در اشغال نگه داشتن قسمتهایی از ماد مرکزی شدند، منجر به قیام سراسری سال ۶۷۳ شد که در نهایت بعد از چند دهه به نابودی کامل آشوریان ختم شد. مردم آذربایجان با رشادت و مردانگی از سرزمین خود دفاع میکردند٬ هم کتیبه های خود آشوریان و هم هرودت به دلاوری و از خودگذشتگی مردم ماننا-ماد در مقابل تجاوزات آشور اشاره کرده اند.  با توجه به این حقایق تاریخی، همچون ملت شجاعی، اجازه اشغال سرزمینشان توسط قبایل بدوی به اصطلاح آریایی ، را نیز به هیچ وجه نمیدادند، لذا ادعای تشکیل امپراطوری ماد توسط اقوام بدوی آریایی در آذربایجان افسانه ای بیش نیست.

تاریخ باز تکرار میشود٬ امروزه نیز ثروت ومنابع طبیعی سرشار آذربایجان از طرف کسانی دیگر غارت و به تاراج برده میشود. اینبار ثروت و نیروی کار هنرمندان٬ صنعتگران٬ دانشمندان و معماران آذربایجان نه برای ساختن معبد های عظیم شهر نینوا ٬ بلکه برای آبادی و پیشرفت شهرهای کویری متجاوزین و سلطه گران امروزی صرف میشود. ماننای کهن٬ ماد سرافراز ٬ آذربایجان غیور دوباره از ۸۰ سال به اینور در بند سلطه گران اسیر گشته است.این بار خاک گرانقدرش نه با جنگ ٬ بلکه با حقه بازیهای سیاسی بین دیگران تقسیم میشود.

حملات مکرر آشوریان٬ قوتتی-لولوبی ها را تضعیف کرده و توان ایجاد یک دولت قوی و فراگیر در آذربایجان را از آنها سلب می کرد٬ تا اینکه دولت آشور به علت حملات مکرر آرامی ها در اواخر قرن ۱۱ و اوایل قرن ۱۰ ق.م. تضعیف شده و قادر به لشکر کشی به آذربایجان نشد. قوتتی لولوبی ها از آن فرصت استفاده کرده و پایه و اساس دولت های ماننا و ماد مرکزی را ریختند.

رهبران ماننا در ابتدا برای حفظ استقلال و آزادی ملت خود ٬ بعضأ برای مبارزه با تهاجمات آشور با اورارتوها متحد می شدند و بعضا نیز برای مقاومت در برابر سلطه گری های اورارتو ٬ با آشور متحد میشدند.

ساکنین آذربایجان و کردستان امروزی تا عصر ششم قبل از میلاد کلا غیر آریایی بودند٬ ساکنین آنجا عبارت بودند از قوتتی-لولوبی ها و اقوام خویشاوند ونزدیک به آنها ٬ و همه آنها التصاقی زبان بودند.(م.دیاکونوف٬ تاریخ ماد٬ ص۱۴۶).

در کتابی که توسط ۶ نفر از تاریخدان روسی نوشته شده است٬ هرچند که گرایشات ترک ستیزی آنان ثابت شده است ٬ اعتراف می کنند که اقوام آریایی هیچوقت نتوانستند به آذربایجان قدیم نفوذ کنند و در مناطق دیگر فلات ایران ساکن شدند. پس با توجه به این حقایق تاریخی که پای آریایی ها به آذربایجان نرسیده بود ٬ چه برسد به اینکه بتوانند دولتی(ماد) را در آنجا ایجاد کنند٬ آریایی بودن مادها چیزی جز یک افسانه و جعل بزرگ تاریخی که از طرف پان فارس ها و حامیانشان مطرح شده است٬ نیست .

آریایی ها در حوالی ۸۰۰ قبل از میلاد شروع به کوچ کردن به فلات ایران کردند ولی موفق به پراکنده شدن در همه جای فلات ایران نشدند٬ فقط در مناطق معینی در شرق و قسمت های مرکزی ایران سکونت گزیدند.در غرب ایران مللی زندگی میکردند که خویشاوند با ایلامیان بودند. (قرانتوسکی٬ داندامایو٬ تاریخ ایران از زمان قدیم تا به امروز٬ ص۵۳ ) .


ادامه مطلب
یکشنبه 2 خرداد 1389 ساعت 19:03

ترکهای سومر، بانیان تمدن بشری 2:.

ترکهای سومر، بانیان تمدن بشری 2:.



سومرها به عنوان بانیان تمدن بشری، خدمات زیادی را به
بشریت کرده اند. از جمله کارهای مهمی که سومریان برای بشریت کرده اند:


آفریدن قانون و اولین بانیان حقوق بشر، اداره جامعه بر اساس قانون، اختراع چرخ،
پایه و اساس علوم و صنایع مختلف را گذاشتند که بعدا توسط دیگران تکامل پیدا کرد،
پایه و اساس شیمی، ریاضیات، داروشناسی و ...


تقسیم هر شبانه روز به 24 ساعت و هر ساعت به 60 دقیقه و هر دقیقه به 60 ثانیه، کشف
و به کار گرفتن انواع فلزات، اشعار و داستانهای سومر که از لوحه های سومری بازخوانی
شده، نشان میدهد که پایه ادبیات را نیز آنها گذاشتند.


اختراع خط اول هیروگلیف و بعدا خط میخی از کارهای دیگر سومریان هست، داریوش هخامنشی
3500 سال بعد، با استفاده از همان خط میخی اختراعی سومرها کتیبه های خود را به سه
زبان ایلامی، اکدی و پارسی نویساند
.


هنر پیکر تراشی، معماری را بنیان گذاشتند
و هنر ساختن مهرهای استوانه ای را آفریدند، که با هنرمندی بی نظیر با اشکالی خیلی ظریف حکاکی شده
بودند و بعد از کشیدن آن بر روی لوحه گلی، اشکال آن در کلیت دیده میشد، این هنر
بعدها در بین مصری ها و یونانی ها نیز پخش شد.


سومر ها برای اولین بار در تاریخ، برای اداره کشور مجلس شورایی ایجاد کردند، که از
دو تالار، تشکیل شده بود، یکی محل ریش سفیدان و دیگری محل جوانان بود. ایجاد سیستم
قضایی پیشرفته که برای اولین بار مجرمین بر اساس قانون دادگاهی میشدند. در هر جلسه
دادگاه در سومر، 4 قاضی همزمان شرکت میکردند.


در ساحه فلسفه و مذهب نیز سومرها خدمات زیادی را به بشریت کردند. طرز آفرینش انسان،
عقیده به دنیای زیرین، قیامت، طوفان نوح، جدایی روح از جسم و انتقال آن به دنیای
زیرین به هنگام مرگ، عقیده به خیر و شر، روشنایی و تاریکی و. . .، همه تفکرات
فیلسوفان سومری بود که بعدها در بین اقوام سامی پخش شده و الهام بخش کتب مذهبی
یهودیان، مسیحیان و مسلمین شده است.


حضرت ابراهیم ساکن سومر بود، که در سال 2050 ق.م. از آنجا کوچ کرد، یعنی زمانی که
سومرها بعد از بدست گرفتن دوباره حاکمیت سومر، به سامی ها خیلی فشار میآوردند.


پروفسور woolley که از طرف دانشگاه پئنسیلوئییا و موزه بریتانیا بعنوان رئیس هیت
کاوشگری در شهر اور بدانجا فرستاده شده بود بعد از سالها تحقیق مینویسد"خلق سومر در
بین النهرین 2500 سال قبل از مصریان تمدن بشری را بنا نهادند" وی فرضیه قدیمی بودن
تمدن مصر را با مدارک قطعی طرد کرده و می نویسد" سومریان در 3500 سال قبل از میلاد
مراحل پیشرفته تمدن را پشت سر گذاشته بودند و به مصر، آسیای صغیر، یونان، آشور و
غیره راه تمدن را نشان داده بودند?


لئو پووانت از سومر شناسان معروف مینویسد: از 3000 سال ق م تمدن درخشان شهرهای
سومری سامی ها را از شبه جزیره عربستان به خود جذب کرد و آنها بتدریج بخش عمده ای
از جمعیت سومر را تشکیل دادند و از 2350 ق م توانستند حاکمیت سومر را به مدت 150
سال بدست بگیرند. اکدها وقتی که سومرها در 2109 ق م دوباره حاکمیت را به دست گرفتند
شدیدا با سامی ها بدرفتاری کرده و در نتیجه عده ای از آنها مجبور به مهاجرت به
فلسطین و مصر شدند و تمدن سومر را با خود بدانجا ها بردند و بعدها تمدن مصر ،
فنیقیه و تمدن یهودیان را بنا نهادند. یک عده ای نیز در کنار موصل، نینوا، ساکن شده
و بعدها دولت آشور را ایجاد کردند. دو قبیله etrusk و سیکول نیز به طرف غرب کوچ
کرده و در یونان، کرت، جنوب ایتالیا ساکن شده و تمدنهای اولیه آن سرزمین ها را به
وجود آوردند.


ادامه مطلب
یکشنبه 2 خرداد 1389 ساعت 18:54

ترکهای سومر بانیان تاریخ بشری1


ترکهای سومر بانیان تاریخ بشری1


به گواه تاریخ، منطقه غرب ایران ، خصوصا آذربایجان ،

مهد تمدن بشری بوده است ولی متاسفانه دشمنان به علت کینه توزی با تاریخ ایران
باستان، و ترس از اینکه، برملا شدن حقایق آن، پوچی و دروغ بودن ادعای آنان مبنی بر
وجود تمدن پوشالی 2500 ساله آریایی/ پارسی در فلات ایران را ثابت خواهد کرد، لذا از
نشر حقایق مربوط به آن شدیدأ ممانعت کرده، و با وقاحت تمام تمدن های درخشان قبل از
هخامنشی را بی اهمیت و قبل از تاریخ می نامند. لازم به ذکر است که در همه جای دنیا
به دوران قبل از اختراع خط توسط سومرها، یعنی تقریبا 6000 سال قبل، دوران قبل از
تاریخ میگویند، ولی در ایران  2500 سال را مرز بین دوران قبل و بعد از
تاریخ معرفی میکند تا توجه مردم به سوی تمدن های باستانی فلات ایران جلب نشود. این
عمل زشت و غیر انسانی، خیانت بزرگی است که قومگرایان  به ایرانیان در کل و
خصوصا به آذربایجانی ها که وارثین واقعی تمدنهای قوتتی ها، ایلامیان، سومریان،
ماننا ها، مادها، اورارتوها و. . . میباشند.


آثار و نشانه های فراوانی از تمدن های قدیم آذربایجان به صورت صدها تپه تاریخی
هزاران ساله در همه جای آذربایجان پراکنده هستند و به امان خدا رها شده اند. دزدان
و قاچاقچیان آثار باستانی، با تشویق اشخاص ضد آذربایجانی، که خودشان نیز
در این دزدیها و فروش این آثار دست دارند، در آنجا ها بدون هیچ ممانعتی به غارت
آثار باستانی آذربایجان مشغول هستند و آنچه هم از غارت دزدان در امان مانده توسط
دشمنان به بهانه های مختلف تخریب میشوند و نمونه بارز آن تخریب ارگ
علیشاه و محوطه تاریخی مسچد کبود در تبریز میباشد.


عده زیادی از محققین سرشناس، مثل آرتور کسیت، هنری فیلد و ... آذربایجان را سرزمین
ظهور انسان متفکر و مهد جامعه متمدن میدانند.

سومریان که امروزه بانیان تمدن بشری شناخته میشوند اقوامی التصاقی زبان، با زبانی
خیلی نزدیک به ترکی امروزی، بودند که بعد از مهاجرت از آسیای میانه و سکونت چند صد
ساله در آذربایجان به بین النهرین کوچ کردند و با اطمینان میتوان سومرها را اجداد
آذربایجانی ها و تمدن آنها را شاخه ای از تمدن باستانی آذربایجان به شمار آورد.


چون تمدن سومر رابطه و خویشاوندی تنگاتنگی با تمدن های آذربایجان باستان قوتتی،
هوری، آراتتا، ماننا، اورارتو، ماد، دارد و خود شاخه ای از تمدن باستانی آذربایجان
شمرده میشود، لذا مطلب را با بحثی کوتاه در مورد تاریخ سومرها ادامه میدهیم.


سومرها شاخه ای ازاقوام آسیانی اورال ـ آلتائیک بودند که در حدود 6000 سال قبل از
میلاد، همراه با اقوام خویشاوند خود، هوری ها، ایلامیان، و. . . از آسیای میانه کوچ
کرده و دولتهای مقتدری را در ایران، آناتولی و بین النهرین ایجاد کردند. آثار
باقیمانده از اقوام نامبرده نشانگر آن است که، همه آن تمدن ها دارای منشاء مشترک
بوده و یک حوزه تمدنی مشترک را تشکیل میدادند و اقوامی که آن تمدن ها را بنا نهاده
بودند، دارای ریشه نژادی، زبانی و فرهنگی مشترک بودند.


جغرافیای ارضی سومرها شامل بین النهرین، شمال غرب خلیج کنگر
( خلیج فارس ) امروزی و غرب
خوزستان امروزی بود. البته برخی از تاریخدانان، سومرها، اجداد ترکان را، نه مهاجر،
بلکه بومیان اصیل بین النهرین میشمارند و عقیده دارند که، بعدها در طول اعصار به
آذربایجان، آسیای میانه و. . . پخش شده اند.




ادامه مطلب

با نگاهی به کتاب «واژگان زبان ترکی در پارسی» اثر


مهندس محمدصادق نائبی


از نظر زبانشناسان ، زبان ترکی زبانیست شکرین ، بغایت زیبا و دلنشین و


اصیل و قانونمند با ریشه ای هزاران ساله. تمام قواعد و گرامر این زبان هنری


و شکری موزون و مبتنی بر ملودی است تا جائیکه بعضی زبانشناسان ،


اختراع آنرا فوق بشری و اعجاز گونه و اعجاب انگیز خوانده اند. Man Muller ،


انگشت به دهان از عظمت فوق بشری زبان ترکی ، چنین سخن می راند:


«زمانیکه ما زبان ترکی را با دقت و موشکافانه می آموزیم با معجزه ای روبرو


می شویم که خرد انسانی در عرصة زبان آنرا آفریده است»(1). Herman Vanbery

از نظر زیبائی و کمال ، جایگاه آنرا بالاتر از زبان عربی می داند(1).


در زبانشناسی تطبیقی ، فصل بسیار جذاب ، شیرین و علمی اتیمولوژی ،



ادامه مطلب