X
تبلیغات
نماشا
رایتل

مـــاراغــــا آذربایجانین پارلاق اؤلدوزو

ّبؤ وبلاگدا ماراغا و آذربایجان حاقیندا بیلگیلر بولا بیلیر سینیز

یکشنبه 2 خرداد 1389 ساعت 18:54

ترکهای سومر بانیان تاریخ بشری1


ترکهای سومر بانیان تاریخ بشری1


به گواه تاریخ، منطقه غرب ایران ، خصوصا آذربایجان ،

مهد تمدن بشری بوده است ولی متاسفانه دشمنان به علت کینه توزی با تاریخ ایران
باستان، و ترس از اینکه، برملا شدن حقایق آن، پوچی و دروغ بودن ادعای آنان مبنی بر
وجود تمدن پوشالی 2500 ساله آریایی/ پارسی در فلات ایران را ثابت خواهد کرد، لذا از
نشر حقایق مربوط به آن شدیدأ ممانعت کرده، و با وقاحت تمام تمدن های درخشان قبل از
هخامنشی را بی اهمیت و قبل از تاریخ می نامند. لازم به ذکر است که در همه جای دنیا
به دوران قبل از اختراع خط توسط سومرها، یعنی تقریبا 6000 سال قبل، دوران قبل از
تاریخ میگویند، ولی در ایران  2500 سال را مرز بین دوران قبل و بعد از
تاریخ معرفی میکند تا توجه مردم به سوی تمدن های باستانی فلات ایران جلب نشود. این
عمل زشت و غیر انسانی، خیانت بزرگی است که قومگرایان  به ایرانیان در کل و
خصوصا به آذربایجانی ها که وارثین واقعی تمدنهای قوتتی ها، ایلامیان، سومریان،
ماننا ها، مادها، اورارتوها و. . . میباشند.


آثار و نشانه های فراوانی از تمدن های قدیم آذربایجان به صورت صدها تپه تاریخی
هزاران ساله در همه جای آذربایجان پراکنده هستند و به امان خدا رها شده اند. دزدان
و قاچاقچیان آثار باستانی، با تشویق اشخاص ضد آذربایجانی، که خودشان نیز
در این دزدیها و فروش این آثار دست دارند، در آنجا ها بدون هیچ ممانعتی به غارت
آثار باستانی آذربایجان مشغول هستند و آنچه هم از غارت دزدان در امان مانده توسط
دشمنان به بهانه های مختلف تخریب میشوند و نمونه بارز آن تخریب ارگ
علیشاه و محوطه تاریخی مسچد کبود در تبریز میباشد.


عده زیادی از محققین سرشناس، مثل آرتور کسیت، هنری فیلد و ... آذربایجان را سرزمین
ظهور انسان متفکر و مهد جامعه متمدن میدانند.

سومریان که امروزه بانیان تمدن بشری شناخته میشوند اقوامی التصاقی زبان، با زبانی
خیلی نزدیک به ترکی امروزی، بودند که بعد از مهاجرت از آسیای میانه و سکونت چند صد
ساله در آذربایجان به بین النهرین کوچ کردند و با اطمینان میتوان سومرها را اجداد
آذربایجانی ها و تمدن آنها را شاخه ای از تمدن باستانی آذربایجان به شمار آورد.


چون تمدن سومر رابطه و خویشاوندی تنگاتنگی با تمدن های آذربایجان باستان قوتتی،
هوری، آراتتا، ماننا، اورارتو، ماد، دارد و خود شاخه ای از تمدن باستانی آذربایجان
شمرده میشود، لذا مطلب را با بحثی کوتاه در مورد تاریخ سومرها ادامه میدهیم.


سومرها شاخه ای ازاقوام آسیانی اورال ـ آلتائیک بودند که در حدود 6000 سال قبل از
میلاد، همراه با اقوام خویشاوند خود، هوری ها، ایلامیان، و. . . از آسیای میانه کوچ
کرده و دولتهای مقتدری را در ایران، آناتولی و بین النهرین ایجاد کردند. آثار
باقیمانده از اقوام نامبرده نشانگر آن است که، همه آن تمدن ها دارای منشاء مشترک
بوده و یک حوزه تمدنی مشترک را تشکیل میدادند و اقوامی که آن تمدن ها را بنا نهاده
بودند، دارای ریشه نژادی، زبانی و فرهنگی مشترک بودند.


جغرافیای ارضی سومرها شامل بین النهرین، شمال غرب خلیج کنگر
( خلیج فارس ) امروزی و غرب
خوزستان امروزی بود. البته برخی از تاریخدانان، سومرها، اجداد ترکان را، نه مهاجر،
بلکه بومیان اصیل بین النهرین میشمارند و عقیده دارند که، بعدها در طول اعصار به
آذربایجان، آسیای میانه و. . . پخش شده اند.



سومریان در کتیبه های سومری بصورت واضح اشاره میکنند که، از کوههای شمال و شمال شرق
ایم کورا، ایم= شمال_شرق، کورا= کوه به بین النهرین آمده بودند. سومرها خودشان خود
را " کارا کل" یعنی سیاه سر مینامیدند، نه سومر.


سومرها در حدود 5500 سال قبل از میلاد از اقوام هم نژاد و همزبان خود در آذربایجان
یعنی هوری ها، سابیرها سوبار ها، قوتتی ها، لولوبی ها، آذ ها، جدا شده و به بین
النهرین کوچ کرده و در آنجا اولین تمدن مدنی بشری را بنا نهادند. سومر ها تمدن های
شهری ur، Mari، uruk، nippur، kish، را در حدود 4500 سال قبل از میلاد بنا نهاده
بودند. سومرها به عنوان اولین قانونگذاران بشریت بشمار میروند و از Dungi پادشاه
اور و نیسابا و اورو کاجینا شاه لاقاش 2600 سال قبل از میلاد مجموعات عظیمی از
قوانین به جای مانده که مربوط به همه مسائل زندگی ارث، خرید و فروش، مجازات مامورین
دولتی متهم به رشوه خواری، قوانین حقوقی زنان، میباشند. بعدها حمورابی شاه سامی
بابل دستور داد تا آن قوانین را جمع آوری کرده و بر روی لوحه های سنگی بنویسند، که
امروزه تحت نام " قوانین حمورابی" معروف هستند."


تمدن سومری بر پایه سیستم دولت ـ شهری بنا گشته بود، هرچند که پایه اقتصادی آن
بیشتر بر کشاورزی استوار بود، تا به صنعت. در هزاره سوم قبل از میلاد، سرزمین سومر
تقریبا دارای 13 شهر بود و هر شهری با دهات زیادی احاطه شده بود. جمعیت شهرهای
سومری تخمینأ بین 10- 50 هزار نفر بود.


اولین دولت سومری که در تاریخ ثبت شده است، توسط etana، حاکم شهر " کیش"، در 3000
سال ق. م. تاسیس شد. لوحه های سومری از او به عنوان شاهی که برای مردم ثبات و رفاه
به ارمغان آورد، یاد شده است.


حکومت سومر بعدأ به دست حاکمان شهر اوروک "uruk" افتاد. شاهان معروف سلسله اوروک
عبارتند از: enmerkar، lugalbunda، gilgamish ، dumuzi، شاهان این سلسله افرادی
مدبر و شجاعی بودند و کارهای شجاعانه و خارق العاده آنها الهام بخش حماسه سرایی های
زیادی در بین شعرا و نویسندگان آن دوره سومر شده است، حماسه معروف گیل قامیش نیز
مربوط به این دوران است. این دوره، یکی ازعصرهای طلایی ادبیات و شعرنویسی سومر
بشمار میرود."


بعد از سلسله اوروک، به ترتیب حکومت بدست سلسله های شاهی شهرهای " Ur " و "Lagash "
افتاد. در حوالی 2350 ق. م. سارگون حاکم سامی شهر Agade Akkad، حاکم بر سومر شد و
به همراه آن زبان اککدیان در کنار زبان سومری رسمیت یافت. سارگون شاه اککد حکومت
خود را تا مناطق دور دست در شمال و غرب گسترش داد و بارها برعلیه قوتتی ها در
آذربایجان و ایلامیان لشکر کشی کرد. بدستور سارگون قوانین و نوشتجات سومری به زبان
سامی ترجمه شده و در معبد "ائرئخ" نگه داری شد. بعدها آشور بنی پال از این نوشته ها
نسخه برداری کرده و به آشور برد و به این صورت قوانین و نوشتجات سومریان در بین
اقوام مختلف پخش و نگهداری شد.


در لوحه های سومری، از افتادن قدرت به دست سامی ها بعنوان اولین فاجعه یاد شده است.
در دوره اکدی ها، نارام سین، نوه سارگون ?به دلایل نامشخصی، به شهر مذهبی سومرها
"نیپور" حمله و معبد بزرگ آنجا را غارت کرد. منابع سومری از آن بعنوان دومین فاجعه
سومرها نام برده اند.


بعد از جنگهای متوالی در سال 220 ق. م. قوتتی های آذربایجان، شهر اککد، پایتخت
آککدها را گرفته و ویران کردند و سلسله اککدیان در سومر را برانداختند. قوتتی های
آذربایجان 91 سال درسومر حکومت کردند ولی چون قوتتی ها در تمدن و شهرنشینی در
مقایسه با خویشاوندان سومری خود، در سطح پائینی قرار داشتند، لذا با گرفتن خراج و
رشوه از بزرگان سومر، اداره تمام امور سومر را به عهده خود سومرها گذاشتند. هر شهر
سومری طبق روال سابق شاه سومری خود را داشتند و رهبر قوتتی ها که در شهر بابل ساکن
بود، شاه شاهان سومر شمرده میشد. بدلیل همزبانی و خویشاوندی بین قوتتی ها و سومرها،
حمله قوتتی ها کمکی بود برای سومرها، تا بتوانند در سایه حاکمیت قوتتی ها موفق به
ترمیم و بازسازی زبان و فرهنگ خود که در طول حاکمیت 150 ساله سامی ها مورد تعارض
قرار گرفته بود، بشوند.


Gudea حاکم سومری شهر "اور" در همکاری با قوتتی ها، موفق شد دوباره یک سلسله سومری
را در اور تاسیس کند، با اینکه از لحاظ سیاسی تحت سلطه قوتتی ها بود. او یکی از
شاهان معروف سومر میباشد و مجسمه های زیادی از او پیدا شده است. در نهایت،
Utu-Hegal، حاکم سومری شهر Umma، موفق شد که به حاکمیت قوتتی ها در سومر پایان داده
ودر سال 2109 ق. م. دوباره یک سلسه سومری حاکم بر کل سومر را تاسیس کند. این بار
سومرها بر عکس حاکمیت قبلی شان جنگهای طولانی را با ایلام و لولوبی ها داشتند"


Ur-Namma از شاهان بعدی سومر، معروفترین رفورمیست تاریخ سومر میباشد که سومین سلسله
شاهی "اور" را بنا نهاد 1950 - 2050 ق. م. او اولین "کتاب قانون" در تاریخ بشریت را
وضع کرد و طبق نوشتجات سومری، او شاهی هنرمند، قانونگذار، عدالت خواه بود که به حقه
بازی، کلاهبرداری، ظلم ثروتمندان به فقرا و. . در کشور خاتمه داد."


Shulgi فرزند "اور ـ ناما" نیز از شاهان معروف و خوشنام سومر میباشد. او علاقه
وافری به هنر، شعر و موسیقی داشت. او در شهرهای "نیپور" و "اور" مدارس زیادی را
ساخت و اکثر 800 هزار لوحه سومری که تا به حا ل پیدا شده اند، توسط تربیت یافتگان
این مدارس نوشته شده است. شولگی 50 سال حکومت کرد و در دوره او شعرا و نویسندگان در
تمجید از او با هم رقابت میکردند. در یکی از اشعار از او بعنوان شاهی که "همه لذات
زندگی را برای مردم سومر فراهم کرد" یاد شده است.


43 سال بعد از مرگ این شاه، دربیست و پنجمین سال حکوت نوه او، Ibbi- sin، سومر مورد
حمله ایلامیان از شرق و ایلات بیابان نشین سامی" آموریها " از غرب شد. بدلیل خیانت
ژنرالهای سومری. "ریم سیم" شاه ایلام، موفق به فتح شهر "اور" شده، شاه سومر را به
اسیری گرفته و هیکل خدای سومر "نه نه" را به ایلام برد. ایلامیان 60 سال بر سومر
حکومت کردند.


این واقعه باعث ضعف تدریجی سومرها و قدرت گیری دوباره سامی ها شد، بطوری که چندین
دهه بعد، در دعوا بر سر حاکمیت بین سومرها و سامی ها، حمورابی، حاکم آموری بابل، با
شکست دادن Rin-Sin، رقیب سومری خود، حکومت بین النهرین را بدست گرفت. سال به حکومت
رسیدن حمورابی، 1750 ق. م. پایان دوره باستانی سومر و شروع دوره ای که به " تمدن
بابل" معروف است، میباشد. عده ای از سومرها که نمیخواستند زیر حاکمیت سامی ها زندگی
کنند، بتدریج به آذربایجان و آسیای میانه برگشتند و آنهایی هم که باقی ماندند به
مرور زمان در بین سامی ها حل شدند، ولی فرهنگ و مدنیت سومرها در طول قرنها پایه
اصلی تمدن بابل بود. فرهنگ، خط و زبان سومری تا قرنها بر بابل حاکم بود و اکثر
کتیبه های شاهان بابل تا قرنها به خط و زبان سومری نوشته میشد." . در
زبان عربی صدها کلمه با منشاء ترکی وجود دارد که مستقیمأ از زبان سومری داخل
زبانهای سامی قدیم، و از آنها نیز به زبان عربی امروزی رسیده است، مثلا کلمه"یتیم"،
"متین" و ...، کلمه "مته، ماتان"، درترکی قدیم به معنی محکم میباشد. تمدن بابل
ادامه تمدن سومر بود.


زندگی اجتماعی، سیاسی، مذهبی و اقتصادی سومرها با قوانین و مقررات پیچیده ای بر
اساس عدالت و قانون تنظیم شده بود. طبق میتولوژی سومرها، جهان هستی تحت کنترل دقیق
یک دسته خدایان، که جسما شبیه انسانها ولی دارای قدرت مافوق طبیعی بودند، اداره
میشد. بزرگترین خدای سومر "dingir" بود، که در زبان ترکی امروزی tengri و تانگری
تلفظ میشود. از دیگر خدایان مهم سومرها، An خدای آسمان، " Nanna "، نه نه، مادر به
ترکی خدای زمین، In-anna، این آنا، خدای عشق و محبت بودند. بعدها سامی ها، بابلی ها
و آشوری ها، In-anna خدای سومری را تحت نام ایشتر، ایستر" Ishtar " کلمه ای ترکی،
به معنی دوست دارنده، عشق و محبت، عبادت میکردند.


در داستان حماسی گیل گمش یک کلمه ترکی میباشد و فرم اصلی کلمه "بیل گمیش" میباشد،
که قدیمیترین داستان حماسی شناخته شده بشری میباشد، ارتباط و علاقه خیلی نزدیک
سومرها با آذربایجان، خزر و آسیای میانه کاملا مشهود هست? قهرمان داستان قیل گمیش
شاه و خدای شهر اوروک در سومر، برای پیدا کردن راز ابدی زیستن در سفری دراز و پر
خطر، به پیش "اوتنا بیشدیم" که در وسط دریای خزر زندگی میکند میرود. او از
آذربایجان رد شده و در داستان خیلی از مکان های جغرافیایی آذربایجان، مثلا کوه میشو
شمال مرند، دریاچه اورمی، نام برده شده است و اینکه رمز جاودانه زیستن در وسط خزر
بود و نه در خلیج کنگر که بغل دست سومرها بود همه نشان دهنده علایق ناگسستنی آنها
به آذربایجان وحوالی دریای خزر، که منشأ شان از آنجا بود، میباشد. سومرها با گذشت
قرنها وطن اصلی خود آسیای میانه و آذربایجان را هیچوقت فراموش نکرده بودند و حتی در
تدفین مردگانشان آنها را به پهلو و رو به شمال شرق قرار میدادند. به عقیده بعضی از
تاریخ دانان، بعد از دومین باری که سومر ها حاکمیت را در بین النهرین به سامی ها
باختند، یعنی در سال 1750 قبل از میلاد، عده ای کثیر از آنها به آذربایجان ، قفقاز
و آسیای میانه برگشتند. سومرها یی که به آذربایجان برگشتند در بین اقوام همزبان و
هم نژاد خود در آنجا قوتتی ها، ساویر ها و. . . حل شدند و در تکامل بعدی تمدن
آذربایجان سهیم شدند. مثلا حماسه قیل گمیش سومری، هنوز هم با کمی تغییر، که نتیجه
گذشت چند هزار ساله میباشد، در حماسه کوراوغلی در بین ملل ترک، خصوصا آذربایجان،
زنده هست"


اولین باستانشناسانی که لوحه های سومری را در قرن اخیر ترجمه کردند، تاریخدانان
یهودی بودند. آنها طبق رسم مرسومشان در تاریخنویسی رعایت بیطرفی را نکرده و با
دروغگویی سعی کردند که سومرها را سامی و یهودی معرفی کنند. یهودیان، که اکثر مراکز
تاریخشناسی دنیا را قبضه کرده اند، همیشه سعی میکنند که تاریخ تمدن های مختلف
خاورمیانه و آسیای میانه را طوری جعل کنند که حقایق و حوادث تاریخی افسانه های
تورات را تائید بکنند.


بعدها دانشمتدان و زبان شناسان بیطرف با ترجمه و
بازخونی الواح سومری، ادعای دروغین یهودیان را افشا کرده و ثابت نمودند که، زبان
سومری هیچ ارتباطی با زبانهای سامی و هندواروپایی نداشته و فقط با زبان ترکی
خویشاوندی دارد، و لذا زبان سومری را "پروتوترک"، یعنی پیش ترکی نامیدند. البته
تاریخنویسان یهودی دست از دغل بازیهای خود برنداشتند و با تئوریهای دیگری به میان
آمدند، از آن جمله: اینکه سومریان بانیان تمدن بشری نیستند بلکه اقوام سامی بنیان
تمدن را گذاشته اند؟ و یا اینکه سومرها وارثی در دنیای امروزی ندارند و آنها کلا از
بین رفته اند؟ و ...


یکی از این تاریخدانان مشهور یهودی، که سومرشناس معروفی میباشد، ساموئل نواح کرامر
samuel noah kramer در کتابهای مختلفش راجع به سومر ها عقاید ضد و نقیضی را ارائه
داده است، کرامر در اثری که در سال 1956 در آمریکا چاپ شده " From the tablets of
sumer" در بخش 22 نظریه ای خنده داری را ارائه میدهد که عمق غرض و موضع طرفدارانه
ایشان را نشان میدهد، او در اینجا مینویسد که، تمدن سومر را یک قوم سامی یهودی؟ با
کمک قوم پارس که 6 هزار سال قبل از میلاد از منطقه فارس کنونی به بین النهرین آمده
بودند، پایه گذاری کردند و سومرهای وحشی در حدود 5 هزار سال ق. م. از آذربایجان
کنونی به آنجا حمله کرده و تمدن آنها را مصادره کردند. البته این تاریخشناس مشهور
در همان بخش کتابش یاد آوری کرده است که، ایشان هنوز هیچ مدرکی برای اثبات تئوری
خود پیدا نکرده است " ( منبع 1 ). لازم به یاد آوری است که همین یهودیانی از قماش
کرامر، همچون گیریشمن و. . .، و تاریخ کلأ جعلی فارسها را نوشته اند، زمان ورود
آریائی ها به فلات ایران را 8 صد سال ق. م. نوشته اند، و هیچ مدرک تاریخی آشوری،
بابلی، ایلامی و. . به تاریخی دیرینتر از 600 ق. م. اشاره نکرده است. لذا نظریه
کرامر در مورد سومر واقعأ افتضاح و پررویی بیش از حد بود و لذا ما در نوشته های
بعدی این سومر شناس میبینیم که مجبور به اعتراف شده و نوشتجات قبلی اش را نقض
میکند؛ مثلا در کتاب " Inanna ، Queen of Heaven and earth" 1983، صفحه 130، بطور
واضح مینویسد که زبان سومرها فرم قدیمی زبان ترکی بود و تصدیق میکند که سومرها پایه
گذار تمدن بشری هستند."


مهمترین جشن های رایج در ایران امروزی نوروز، مهرگان ، شب یلدا و ??? نیز یادگارهای
هستند از سومر ها، به عقیده دانشمندان و تاریخ دانان برای مثال محقق مشهور امریکایی
Charles Berlitz در کتاب"مثلث اژدها" و C. F Jean در کتاب"ReligionsumerianeLa" ، و
پروفسور S. N. Kramer در کتاب"Mesopotamien، new" این جشن ها اصلا از زمان قبل از
مهاجرت سومریان از آسیای میانه در بین آنان و اقوام خویشاوندشان در آنجا رایج بود و
با مهاجرت آن اقوام به قفقاز، آنادولی، آذربایجان ، غرب ایران و بین النهرین این
رسم و رسوم را همراه خود بدانجا ها نیز بردند و بازماندگان آنان در آسیای میانه
ترکان بعدی نیز از شمال چین تا شرق دریای خزر همیشه این مراسم را بجا آورده اند?
این جشن ها برای اولین بار در اواسط دوران امپراتوری سلجوقیان بزرگ شروع به رایج
شدن در بین اقوام تاجیک، تاتفارس و کرد، کرد. متاسفانه این جشن ها نیز از کینه توزی
و تحریفات دشمنان در امان نمانده دشمنان که از راه فرهنگ دزدی مشغول
هویت سازی برای قوم موهوم آریا هستند این جشن ها را نیز بی شرمانه بدون هیچ مدرکی
با استناد به افسانه های شاهنامه به خود منسوب کرده و پیام عشق و صلحی را که این
عید ها پیام آور آن هستند را، به نفرت و نژادپرستی آریایی شان آلوده کرده اند.


امروزه هم اگر منصفانه نگاه کنیم، میبینیم که جشنهای باستانی مثل تموز بایرامی =
نوروز، چیله گجه سی = شب یلدا، چارشنبه بایرامی = چهارشنبه سوری و. . . در داخل
جغرافیای آذربایجان و مردم ترک آنجا؛ پررنگتر، متنوع تر و با شکوه تر از هر جای
دیگر، جشن گرفته میشود و این نشاندهنده رابطه کهن و عمیق ترکان با تمدنی است که
اجداد سومری آنها پایه گذاری کرده بودند.



http://tarikhema.parsiblog.com